آلاچیق دونفره

Monday, April 17, 2006

زرد

دارا انار دارد،
سارا
کیک زرد.

Sunday, May 29, 2005

Crime and torture

Free Akbar Ganji!
Human Rights

Tuesday, January 04, 2005

قاب

چشمانت: آهوی رام خفته بر آرام دشت

Friday, November 26, 2004

Arabian Gulf

Tuesday, November 23, 2004

Arabian Gulf

Saturday, October 30, 2004

بازآمدم

بالاخره باز تصمیم گرفتیم بنویسیم اگه مثل همیشه نباشه .الان سال آخرم بیشتر درسام عمومیه همه وقتم به کلاس رفتن و رفت و آمد می گذره. بریدم دارم اکثر کلاسهام رو دو دره می کنم.کم بودن زمانم برای درس خوندن داره مرتب بهم تلقین می کنه که امسال قبول نمی شم و ای کاش همون 7 ترمه تموم می کردم که وقت بیشتریم برای خوندن فوق داشته باشم.در هر حالتی اگه آدم 7 ترمه تموم کنه بهتره هم زودتر می تونه بره سر کار هم اگه بخواد برا فوق بخونه زمان بیشتری هم داره. من مطمئنم قبول می شم.ضرایب فوق برق داره تغییر میکنه البته به نظرم برا امسال نمی شه من یکی از دوستام تو دانشگاه تهران رو هم فرستادم بپرسه بهش گفته بودن بعیده برا امسال بشه البته تا دفترچه ها نیاد هیچی معلوم نیست.یه بازی جدید زندگی برام آورده "مکس پین2" بین بازی های اکشنی که داداشم دوست داره این تنها بازیی که واقعا ازش خوشم اومده و من بازی می کنم... امروزم الان کلاس داشتم نرفتم صبح هم کلاس نرفتم الان موندم که مثلا درس بخونم اما برا شروع خوبه هرچند هرچی فکر می کنم که این وب لاگ به درد من نمی خوره، آدم تا چیز عام المنفعه ای نداشته باشه نباید عمومی بنویسه . شاید دفعه بعدی راجع به ارکات یا دانشگاه تهران مرکز یا زندگی مشترک با زندگی نوشتم!
...فعلا خداحافظ تا دفعه بعد

Sunday, October 24, 2004

حکایت آن کس که به گرمابه رفت

قضا را یکی از بزرگان گذرش بر مجلس طرب افتاد. چشمش چهار شد و حالش نزار شد که گفته اند الانسان حریص علی ما منع. باری، آبش جنبید و تلنگش رُمبید. او را گفتند: این چه باشد؟ گفت: عرق شرم است. پس، از آن مجلس غنا بیرون شد و به مجلس ثنا رفت. گفته اند که تا شصت نطق آبدار نکرد و هفتاد تبصره ننبشت و هشتاد مطرب را به محبس نفرستاد، آن عرق شرم همچنان با او بود. پس به سربینه رفت و سپس به خزینه فرو شد و غوطه ای بخورد و خندان به درآمد.